ارتباط چیست؟
هر عمل متقابلی که در برگیرنده انتقال پیام باشد اسمش را می گذاریم ارتباط.
ارتباط به وجود می آید که کنش مقابل باشد. زمانی می گوییم ارتباط، که دو یا چند واحد اجتماعی حضور داشته باشد وگرنه ارتباط صورت نمیگیرد.
چیزی به نام ارتباط یک نفره نداریم ارتباط میتواند دو یا چند نفره باشد.
روزی را توصیف کنید که در آن ارتباط وجود نداشته باشد ،یک صبح تا غروب را توصیف کنید، قرار است با هیچ کس ارتباط برقرار نکنم، تخیلی بنویس روزی بدون ارتباط میتوانی بگذرانی؟
صبحانه بخوری، بلاخره ارتباط میگیری، آژانس زنگ میزنی و…
ما نمیتوانیم زندگی بدون ارتباط داشته باشیم.
حالا همه چیز را میگذارید در خانه، پنیر و گوشت و…. این کارو اون کارو نمیکنم. بلند میشوم غذا میخورم و… مراقبه.
هر وقت پیامی فرستاده شود، پیامی دریافت میشود و…
صدای رعد و برق می آید، میتوانی پیام را بگیری. پلیس جلوت را میگیرد می ایستی، این ها پیام گرفتن است. هر وقت پیام گرفتید کلامی یا غیر کلامی از انسان یا ماشین یا جملات حیوان فرستاده شود فرقی نمیکند، بالاخره پیام فرستاده شد ه دریافت شد ،میشود ارتباط.
مثال صبح که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که دیر شده ،تعجب کردم که چرا مادرم بیدارم نکرده. ناگهان یادم آمد قرار است امروز بدون ارتباط باشد ولی حالا دیگه دیر شده ،چطوری مدرسه بروم؟
آه خدای من مدرسه برای من چی میشود؟ نمیتوانم درس بخوانم چون نمیتوانم با معلم ارتباط داشته باشم. اولین قدم برای درس خواندن برقراری ارتباط است که من نمیتوانم ارتباط برقرار کنم. راستش را بخواهید این توفیق اجباری را هم بدم نمی آید.
فرصت خوبی بود که به خودم برسم ،کارهای زیادی داشتم که انجام بدهم گشت در اینترنت زدم مجلهای که دیروز خریده بودم را تماشا کردم، فیلم دیدم و اینها ارتباط بود. فیلم دیدن، روزنامه خواندن ، همه ارتباط است.
آنقدر گرسنهام بود که رفتم غذا بخورم رفتم دم یخچال که غذا بخورم به فکرم افتاد برم پنیر بخورم دیدم یخچال خالی است از مادرم نمیتوانم بپرسم پنیر کجاست، اگر سوال میکردم باز ارتباط بود.
بهتر بود برم پنیر بخرم لباس پوشیدم بروم بیرون پنیر بخرم ولی باز ارتباط برقرار میکنم تا بخواهم پنیر بخرم. همین موقعها بود که زنگ خونه به صدا در اومد خدای من نمیتوانم جواب زنگ رو بدم اگر جواب بدم باز هم ارتباط برقرار کردم .
بعد از مدتی مادرم اومد و لبخند زد جلوی در با خوشحالی لبخند زدم و به شکمم اشاره کردم،( ارتباط است) لطف کن هر چیز که میگه انجام بده.
انسان حیوان اجتماعی است که نیاز به ارتباط دارد.
ارتباط تنها وسیله انتقال اطلاعات به دیگران است. ارتباط تنها وسیله دریافت اطلاعات از دیگران است. انسان از طریق ارتباط است که میتواند به دیگران نشون دهد که چه احساسی دارد.
تصحیح سوء تفاهمها فقط از طریق ارتباط امکان پذیر است.
کنترل هیجانات منفی مثل خشم فقط از طریق ارتباط سالم امکان پذیراست و نهایتاً رشد یک اجتماع سالم به ارتباط صحیح برقرار کردن اعضای آن بستگی دارد.
اگر ارتباط، ارتباط موثری باشد باعث توسعه و رشد تداوم حل رابطه میشود. اگر ارتباط غیر موثراست ریشه بیشتر مشکلات ارتباط غیر موثر میتواند باعث تنهایی، نا رضایتی شخصی، تعارض و احساس از خود بیگانگی در فرد شود.
ارتباط غیر موثر در طول زمان عزت نفس فرد را کاهش میدهد.احساس ناامیدی میدهد، مشکلات فرد را افزایش میدهد، در ارتباط موثر فرد محترم ،به گونهای که گیرنده یک پیام دقیقاً چیزی را دریافت میکند که فرستنده پیام ارائه کرده است.
در انتقال چند نوع وجود دارد:
۱- فرستنده پیام
۲- گیرنده پیام
۳- خود پیام
۴- کانالهای ارتباطی
۵- فیدبکی که افراد میگیرند
باید ببینی چی فرستادی که درک شده است.
چه پیامی بود؟ کدام کانال درک شد؟ بازخوردی داشت؟
در ارتباطات ما چند نوع پیام داریم:
۱- پیامی که شما میخواهید بفرستید
۲- پیامی که شما فکر میکنید فرستادید
۳-پیامی که شما واقعاً فرستادید
۴- پیامی که شما فرستادید و از آن سمت درک نشد
بعضی وقتها پیام ارسالی دقیقاً آن چیزی است که درک شده است.
پیام
۱- هر آنچه که فرستادید همان دقیقاً درک شد، این مشکل ایجاد نمیکند مگر اینکه خود پیام مشکل داشته باشد.
۲- بعضی وقتها ارتباط به وجود نمی آید، شما پیام میفرستید اما چیزی دریافت نمیشود.
سلام۰۰۰ نمیبیند و دریافت نمیکند
۳- ارتباط ناقص: شما پیام میفرستید کمتر دریافت میکند.
۴- سوء تفاهم: پیام فرستادید بیشتر درک شده است. ۵ گیگابایت میفرستید ۱۰۰ گیگابایت دریافت میشود.
هرگونه اختلال در انتقال پیام موجب سوء تفاهم میشود. اگر پیام نفرستید و دریافت شود میشود سوء تفاهم .
پیام بفرستید و ابراز نشود و دریافت نشود سوء تفاهم میشود. قرار است سوء تفاهمها برطرف شود و ارتباط موثرشود.
عناصر یک ارتباط موثر یکی اش احترام، یکی اش پذیرش ،یکی اش مسئولیت است، یکی اش احساس امنیت و اعتماد یکی اش صداقت، یکی اش درک است یکی اش هم حساس بودن.
1-یادتون باشد احترام گذاشتید با موافقت کردن فرق دارد. اگر احترام قائلی باید با من موافقت کنی اشتباه است ،میتواند به تو احترام بگذارد و باشما موافق هم نباشد.
۲- پذیرش، قرار نیست آدمها مثل هم فکر کنند. اختلاف نظر طبیعی است. یعنی پذیرش در تفاوت هاست. قبول کنیم که تفاوت وجود دارد.
۳- مسئولیت هر حرفی که میزنید، هر واکنشی که نشان میدهید هر سری که تکان میدهید اثرگذار است.
مسئولیت کار خودت را باید بپذیرید در ارتباط موثر.
۴- احساس امنیت، یعنی اگر در ارتباط احساس امنیت نکنید پیام درستی را ارائه نمیکنید. نباید نگران باشید، باید حقیقت را بگوییم اگر نگران باشیم حقیقت را ارائه نمیدهیم
۵- صداقت ،اگر مخالفی نگو مخالفم هرچی تو گفتی اشتباه است، صداقت در رفتار و گفتار. پارادوکس عمل نکنید.
۶- طرف مقابلمان را خوب درک کنیم.
۷- حساسیت، نسبت به علایق و نیازهای طرف مقابل هم حساس باشیم و توجه کنیم .
شخصی که ترک است بیاید و یک خاطره به زبان ترکی تعریف کند و بقیه بگویند که چه فهمیدند؟ هر فرد باید پی ببرد چه هیجانی و چه فکری در ذهن آن فرد است و به صورت غیر کلامی مثل پانتومیم که به آن ارتباطات غیرکلامی میگویند محتوا را درک کنند.
در ارتباط حتماً نباید ارتباط کلامی باشد، بادی لنگویج زبان بین المللی است.
ارتباط بین فردی که در آن اطلاعات و احساسات از طریق پیامهای کلامی و غیرکلامی به دیگران ارائه میشود بر اساس آن افراد میتوانند عقایدشان نیازهایشان خواستههایشان هیجاناتشان را ابراز کنند و بتوانند به حس رضایت برسند.
این ارتباط بین فردی است که به ما کمک میکند رابطه گرم داشته باشیم.
این ارتباط بین فردی است که کمک میکند با دیگران رابطه صمیمانه داشته باشیم و سلامت روانی اجتماعی ما تضمین شود.
برقراری ارتباط در ابتدا یک برخورد فیس تو فیس میشود صورت تو صورت و به دنبالش صحبتهای دلنشین شروع میشود و این باعث میشود فرد به دیگری نزدیک شود و صمیمیت به وجود بیاید.
اگر ارتباط دو طرفه باشد افراد صمیمیتر میشوند به هم نزدیک تر میشوند.
همکاری به وجود میآید و اجابت خواسته در پی اش هست، چرا؟
در این ارتباط، دو نفر به یک موجود ارزشمند همدیگر را پذیرفتند و سعی میکنند به هم کمک کنند و پیشرفت طرف مقابل را تهدیدی برای خودش در نظر نمیگیرند و محترمانه برخورد میکنند و صادق هستند.
در حال حاضر عصر ارتباطات است.
اگر ما مهارت ارتباط بین فردی را نداشته باشیم آسیب میبینیم. افرادی که مهارت ارتباطی ضعیفی دارند، کمتر مورد پذیرش دیگران واقع میشوند، کمتر دیگران دوستشان دارند، کمتر نفوذ کلام دارند، درگیری شان و نزاعشان بالاست، بعضی اوقات، خجالتی و گوشهگیر میشوند و فرقی نمیکند..
یادتان باشد برقراری ارتباط صمیمانه فقط از طریق حرف زدن ایجاد نمیشود بلکه از طریق مشارکت کردن احترام گذاشتن به دیگران ابراز وجود کردن همکاری کردن گوش دادن فعالانه میتواند موثر باشد.
مهارتهای ارتباطی دو دسته میشوند
پایه: گوش دادن فعالانه، فن بیان.
پیشرفته:، مذاکره کردن، استفاده از زبان بدن.
تحلیل ارتباطات محاورهای TA
در ارتباطات کلامی باید مواظب باشیم گفتار ما متناسب با وضعیت و احوال طرف مقابل باشد یعنی با زبان خود فرد با او صحبت کنیم، افراط و تفریط در صحبت کردن، سوال کردن، سوالهای نابجا، بی موقع، بیخودی، کم کم باعث بیانگیزه گی طرف مقابل میشود و فرد تمایلی برای ادامه تعاملش با شما ندارد.
که به صورت کلامی ارائه میشود باید مستقیم باشد.
با نیش و کنایه با دیگران صحبت نکنید
به در نگویید که دیوار بشنود
پیام ارائه شده واضح و روشن باشد
پیامهایتان دو پهلو نباشد که برداشت های متفاوتی ایجاد کند.
پیام کلامی مسالمت آمیز باشد یعنی موجب رنجش طرف مقابل نشود.
معمولا علائم کلام ما اینها هستند
۱- تصدیق
۲- تحسین
۳- انعکاس احساسات
۴- انعکاس گفتار
۵- تعبیر و تفسیر
۱- تصدیق چیست؟ یک نوع پیام کلامی و یک سری کلمات و عبارات است که نشان دهنده موافقت شما با افراد و افکار و رفتار و گفتار طرف مقابل است.
2- تحسین:نوعی پیام کلامی است که تعامل را بهتر میکند. پیام کلامی مثبت بالاتر از تصدیق است، آفرین چه جالب ادامه بده بسیار خوب.
بیمارها بلد نیستند و این وظیفه ماست که این چیزهای ساده را به آنها یاد دهیم.
انعکاس احساس:نوعی احساس همدردی است.
معمولاً زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که طرف مقابل برای کسب آرامش نیاز به هم حسی ما دارد.
اول باید خوب به حرفهای طرف مقابل گوش کنید از نیازهای اساسی و مسائلش خوب آگاه شوید بعد هیجان موجود در گفتارش را به او برگردانید.
فرد میگوید دیشب در خانه دعوایم شد بحثم شد و با مشت به فلانی حمله ور شدم.
انعکاس احساس چیست؟ انقدر عصبانی بودی؟ انعکاس گفتار: در تعاملات اجتماعی وقتی فردی صحبت میکند و طرف مقابل هر چند وقت یکبار کلماتش را بدون تغییر به او برمیگرداند یا خلاصهاش میکند.
دیشب خونه دعوا شد بزن بزن شد و من مشتم رو ول کردم.
آها، تو خونتون دعوا شد بعد ۱۱۰ رو خبر کردید، جملاتش را تفسیر نمیکنید و عین خودش خلاصه شده به او برمیگردانید و این باعث میشود فرد بیشتر صحبت کند.
اما تعبیر و تفسیر: باید زمانی ارائه شود که ما درک کاملی از طرف مقابل داشته باشیم، مقابل رو میگیرید و از خزانه لغاتتان استفاده میکنید و تعابیر خودتان را ارائه میکنید.
من فکر میکنم، به نظرم میرسه، آن چیزی که درک کردید را به او برمیگردانید.
پیامها به ما کمک می کند.
اجزای کلامی: محتوای کلام، تن صدا، بلندی صدا، سرعت تکلم از مهمترینها برای تعامل هستند.
سعی کنید برای ارتباط بهتر موضوعاتی را مطرح کنید که برای طرف مقابل جذاب است از صحبتهای غیر ضروری پرهیز کنید و از حاشیه پردازی از کلمات تهدیدآمیز استفاده نکنید.
در صحبت کردنمان زمینههای فرهنگی و خانوادگی زمینههای مذهبی و علمی فرد را در نظر بگیرید.
تن صدا: یکنواخت صحبت نکنید این کار کسالت میآورد خستگی میآورد در زمان صحبت کردن در تعاملات مان هیجاناتمان را هم اضافه کنیم و تن صدای مان بالا و پایین شود و از تن صدایمان استفاده کنیم.
بلندی صدا: کسانی که خیلی آهسته صحبت میکنند این احساس را در دیگران ایجاد میکنند که آدمهای ناتوان و خجالتی و بی اعتماد به نفس هستند،، برعکس افرادی که خیلی بلند صحبت میکنند باعث تهدید و آزردگی دیگران میشوند .پس بهتر است موقع صحبت کردن بلندی صدای مان کم و زیاد شود، خواب دیگران را بپرانیم.
سرعت تکلم: افرادی که کند صحبت میکنند برای بیان یک جمله دیگران را دق میدهند و برعکس خیلی از افراد تند صحبت میکنند و آنقدر تند صحبت میکنند که دیگران کلماتشان را متوجه نمیشوند و اصلاً درک نمیکنند که چه میگویند.. و باعث از هم پاشیدگی میشود بهتر است از کلمات واضح و روشن و شمرده استفاده کنیم.
در صحبت کردن علاوه بر موارد کلامی که بیان شد باید موارد غیر کلامی هم مورد توجه قرار دهیم تماس چشمی حالت چهره ژست حالت بدن و تکان دادن سر.
پژوهشها نشان داده در یک ارتباط ۷ درصد کلام موثر است و ۳۸ درصد تن صدا موثر است و ۵۵ حرکات بدن به خصوص چهره.
تماس چشمی یکی از عوامل مهم ارتباط موثر است، فن بیان.
در ارتباط چشمی نگاه کنید ولی منقطع باشه نگاه خیره و عمودی نباشه نگاه متقاطع و تماس چشمی با فاصله نیم متری چشم فرد چپ و راست بشود و برگردد.
زمانی که ما صحبت میکنیم و آسمان را نگاه کنیم حال طرف مقابل بد خواهد شد یکی از راهکارهایی که کمک میکند در برقراری ارتباط تماس چشمی است.
در بسیاری از موارد شما با نگاه کردن به چهره یک فرد میتوانید احساسش را تشخیص دهید مثل ابروهای گره کرده که نشان دهنده خشم است. بالا بردن ابروها تعجب را نشان میدهد لبخند نشان دهنده رضایت است، اشک در چشم ها و سر پایین نشان دهنده غم است.
از حالت چهره آدمها عصبانی بودن و راضی بودن و غمگین بودن و متعجب بودن و خوشحال بودنش رو پیدا کنید.
ژستها: با اجرای آن دنبال معنای خاص هستند یعنی وقتی دیگران ژست را میبینند معنای خاص دریافت میکنند، میبینید از طریق ژست میتوانید پیام را انتقال دهید.
حالت بدن: سبک نشستن سبک ایستادن سبک راه رفتن میتوانند کمک کند که ژست را شناسایی کنیم.
کسی که شانههایش پایین است سرش خم است غم دارد.
کسی که تلو تلو میخورد رفتار هیستریک یا مست گونه دارد.
کاربرگ تهیه کنید و به نوع صحبت دیگران نمره دهید
ژست و تماس چشمی و حالات بدن و غیره را در بیاورید.
یک ستون کشید و آن را به سه قسمت تقسیم کنید در ستون اول بنویسید اجزای ارتباط در ستون دوم بنویسید خوب و در ستون سوم بنویسید بد
زیر اجزای ارتباط یادداشت کنید
۱- محتوای کلام
۲- توجه به ابعاد فرهنگی و خرده فرهنگ
۳- چگونگی شروع صحبت
۴- نحوه جملهبندی
۵- زمانبندی
۶- ملاحظات موقعیتی
۷- تحسین
۸- تصدیق
۹-انعکاس احساس
۱۰- انعکاس محتوای کلام
۱۱- تن صدا
۱۲- بلندی و آهنگ صدا
۱۳- تماس چشمی
۱۴- حالت چهرهای
۱۵- ژست
۱۶- حالتهای بدنی
۱۷- چگونگی جمعبندی اطلاعات
۱۸- ختم رابطه
همه اینها را از صفر تا ۷ نمره دهید و بدون رو دربایستی یک نفر را بیاورید و صحبت کند.
فرد ۵ دقیقه صحبت کند و نمرهها را مقایسه کنید تا نقاط ضعف آن فرد در بیاید و آنها را حل کند تا ارتباط موثرتری را یاد بگیرد.