بسیاری از افراد مشکلات فراوانی دارند اما حاضر نیستند به مراکز مراجعه کنند و دلایل مختلفی را به طور همزمان در ذهن خود دارند واین عاملی است برای عدم مراجعه.
عدم مراجعه گاها مصادف است با شدیدتر شدن مشکل و حادتر و پیچیدهتر شدن مشکل و برخی از اوقات هم کار به مرحله ای می رسد که حل یک مشکل غیر ممکن و یا بسیار دشوار خواهد بود.
اولین دلیلی که افراد معمولاً در عدم مراجعه به روانشناس عنوان میکنند موضوع باورهای غلطی است که دارند، این که فکر می کنند اگر کسی به روانشناس مراجعه می کند، حتما باید دیوانه باشد یا روانشناس فقط مال دیوانه ها ست و این باور بسیار غلط است،خیلی از کسانی که به روانشناس یا مشاورمراجعه می کنند ممکن است آدم های سلامت و به هنجاری باشند،صرفا در بخش های خاصی از زندگی شون مثل کنترل هیجان،مثل کنترل عاطفه مثل روابط میان فردی، رابطه با فرزند، و یا امثال این نیازمند آموزش باشند.
پس همانطور که ظاهرمون رو آپدیت می کنیم و الآن کسی لباس هایی که چهل سال پیش می پوشیده ر نمی پوشه!فکر، ذهن روان و باورهامون رو.هم باید بسازیم و آپدیت و به روز کنیم.
این پس باور غلطی است که هر کس به روانشناس مراجعه می کند حتما سلامت روان ندارد و یا مشکل بسیار بزرگی دارد.
برای مشکلات کوچک برای مشاوره یا برای بسیاری از آموزش های ضروری هم می شود روی یک روانشناس حساب باز کرد.
عامل دوم رازداری و خجالت است
برخی از افراد به راحتی نمی توانند اعتماد کنند و یا خجالت می کشند برای این که مشکلاتشون رو با یک متخصص مطرح کنند.
بسیاری از مشکلاتی که شما قصد دارید در یک جلسه با یک متخصص مطرح کنید مشکلاتی هستند که بارها و بارها یک روانشناس این ها رو شنیده، و اون بار منفی که برای شما داره براش نداره و در ثانی گذشته از این قضیه، هیچ لزومی بر این که نگران باشید اسرار شما و گفته های شما در جایی ذکر بشه وجود ندارد.
روانشناس به طور کامل محرم اسرار شماست در برخی مواقع نت و یادداشتی رو بر می داره که اون یاد داشت ها هم کاملا محفوظ خواهد ماند و هیچ لزومی بابت نگرانی و یا خجالت کشیدن وجود ندارد.
لطفا سعی کنید اعتماد کنید و خجالت رو کنار بگذارید و آنچه باعث مشکل شده است رو خیلی رک، صریح و بی پرده بیان کنیدتا به خودتون کمک شود.
مشاور و یا روانشناس حرفه ای همدلانه و بدون قضاوت و سرزنش و با راز داری کامل به شما کمک می کند تا با حل کردن مسائل تون بهتر تصمیم گیری کنید.
عامل سوم مخرب در مراجعه به روانشناس، باور غلطی است در مورد زمان بندی و یا صبر نداشتن افرادی که مراجعه می کنند.
ببینید مشکلات روان چیزی شبیه مشکلات جسم است، یعنی همانطور که برای برطرف کردن یک مشکل جسمی باید زمان و هزینه صرف کرد، برای مشکلات در حوزه ی روان هم باید این کار صورت بگیرد، ما نیازمند زمان هستیم چند جلسه گاها نیازاست تا تشخیص صورت بگیرد و بعد درمان شروع شود.
درمان معمولا کوتاه مدت نیست، مگر اینکه فرد برای راهنمایی و یک آموزش کوتاه مدت مراجعه کرده باشد.
معمولا مشکلاتی که در روابط، هیجانات، خلق و یا گذشته افراد وجود دارد نیازمند گذر زمان است، نیازمند بررسی و تداوم جلسات است.
به این نکته توجه داشته باشید هیچ روانشناسی نمی تواند معجزه کند، در یک یا دو جلسه مشکلاتی که شما سالها با آن دست به گریبان هستید را برطرف کند.
اما می شود در گذر زمان و هم سویی با یک متخصص بسیاری از این مشکلات برطرف شود و یا سطحش کاهش پیدا کند.
عامل بعدی مضر توهم همه چیز دانی است. متاسفانه در اکثر ایرانی ها بسیار رواج دارد این توهم که ما همه چیز را می دانیم، خودمون بلدیم، بیشتر از بقیه می فهمیم، احتیاجی نیست کسی به ما بگه.
از باورهای غلطی است که در ذهن بعضی افراد وجود دارد و به طبع نتیجه اش هم قابل مشاهده است.
هرچه قدر بعضی افراد معتقدند که خودمون می دونیم، خودمون بلدیم، بهتر می دونیم و ما هیچ لزومی برای مراجعه به متخصص نداریم آسیب هایی که در زندگی شون به وجود میاد یا رفتارهای اشتباه مخرب شون بیشتر است.
عامل بعدی این است که اساسا روانشناس باعث از هم پاشیدگی روابط می شود و به هیچ عنوان درست نیست .
اگر رابطه دونفر رابطه بیمار گونه ای باشد که نه برمبنای انتخاب سالم بلکه بر مبنای معیارهای ناسالم شکل گرفته باشد، روانشناس شرایط را به مراجع اعلام می کند و تصمیم با خود فرد است که آیا تمایل به ترمیم رابطه دارد یا خیر.
اما به هر حال روانشناس هم از نظر اخلاقی هم از نظرکار حرفه ای باید نکاتی که مشاهده می شود در
یکی از طرفین و یا در رابطه ای که مشاهده می شود را مطرح کند.
در بسیاری از مواقع دیده می شود انتخاب ها سالم نیست و تصمیمات ضروری وجود داردکه باید حتما بیان شود وگرنه در آینده به مشکل بر می خـورند.
بنابراین هدف اصلی روانشناس وصل کردن است اما نکات ضروری که شما متوجه نشدید را ذکر می کند.
عامل بعدی در بخش روابط است
آنچه که شما در چندین سال رابطه با یک نفر، در مدت های زیادی شناختی از اون طرف نمی بینید یک روانشناس در چند جلسه می بیند و متوجه می شود، ضمن اینکه از تست های تکمیلی هم استفاده می کند.
درواقع یک متخصص بیرون ازقضیه ایستاده و احساساتش درگیر نیست. بسیار راحت تر می تواند تمام جوانب را بررسی کند تا شخص شما که احساساتتون درگیراست و درون رابطه قرار دارید و به طبع بار روانی هیجانی زیادی در آن رابطه بر روی شما قرار دارد.
باید در نظر گرفت که یک فرد دیگر از بیرون و برمبنای منطق و علم به رابطه نگاه می کند نه برمبنای هیجان و احساسات.
عامل بعدی عدم مراجعه هزینه است
همانطور که برای سلامت جسم وقت و هزینه صرف می شود جهت سلامت روان هم باید اتفاق بیفتد.
نیامدن یک سری افراد مسئله مالی نیست به دلیل اینکه می بینیم خرج های زیادی در زندگی شان دارند که هیچ ضرورتی ندارد. علت این است که احساس می کنند هزینه ای برای آنچه که در زندگی شان اتفاق میفته نباید پرداخت کنند و باور غلطی است.
این هم یکی از باورهای غلطی است که برخی از افراد با آن مواجه هستند.
وآخرین باوری که نقش زیادی دارد، این توهم است که درست نمیشه یا این اشتباهه که نتیجه نمیده. خیلی افراد صحبت می کنند که ما رفتیم روانشناس نتیجه نداده،بعد ازشون پرسیده می شود چند بار این کار رو کردید پاسخ میدهند تاحالا مراجعه نکردیم. یک ساعت مراجعه کردیم، دوجلسه رفتیم دومی اش هم ناقص رفتیم یا تمریناتشون رو انجام ندادیم.
در پرانتز بگم اگر پیش متخصص هم رفتید و نتیجه نگرفتید این دلیلی نمی شود مشکل تون رو رها کنید.
همانطورکه مشکل قلبی دارید ،ممکن است چندین پزشک عوض کنید تا در نهایت حل شوددقیقا در حوزه مشکلات زندگی ویا سلامت روان هم همین الگوی رفتاری باید صورت بگیرد.